ابراهيم عاملي ( موثق )
440
تفسير عاملي ( فارسي )
« ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ » 92 مجمع : بعضى گفتهاند : اين جمله عام است و مىفهماند كه نيكوكار در برابر عملش مسئول نيست « 1 » و احسان و نيكى سود رساندن به ديگرى است براى بهره و استفاده ى آن كس بطورى كه هيچ جهت زشت و ناپسند در آن عمل متصوّر نباشد . و ممكن است انسان نسبت به خود محسن و نيكوكار باشد اگر براى خود كار خوب بكند كه مردم بپسندند و او را تمجيد نمايند و البتّه مستحقّ ثواب خواهد بود . « الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ » 93 ابو الفتوح نوشته است : واقدى گفت : هفت مرد انصارى بودند چون بگريستند مردمان رغبت ايشان در جهاد بدانستند ، عثمان دو مرد را برنشاند و عبّاس دو مرد را و يامين بن كعب بن النضّر سه كس را ، واقدى گفت : سى هزار مرد با رسول بتبوك حاضر آمدند . فخر : مجاهد گفته است : سه برادر بودند بنام معقل و سويد و نعمان اولاد مقرن از پيغمبر تقاضا كردند براى رفتن به سفر جنگى تبوك به آنها چكمه و كفش از پوست دباغى شده بدهد و يا نعلين تخت دولا كه مقاومت براى راه دور و دراز داشته باشد ، پيغمبر فرمود : ندارم . آنها با چشم گريان برگشتند ، ابن عبّاس گفته است : آنها تقاضاى چهارپا و وسيله ى نقليّه كردند پيغمبر فرمود : راه دور است و آدمى را دو شتر لازم است تا يكى براى سوارى و ديگرى براى آنكه آب و توشه ى سفر بر آن بار كند و من چنين وسيله ندارم كه بشما بدهم . « لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا » 96 فخر : مقاتل گفته است : چون پيغمبر از جنگ تبوك برگشت فرمود : با منافقين مجالست نكنيد و سخن نگوئيد ، و مقصود منافقين اعراض و صفح و گذشت و بخشيدن گناه بوده است ولى دستور اعراض و ترك رابطه رسيد . يكى از اهل معنى گفته است : آنها اعراض صفح و درگذشتن خواستند و اعراض مقت و غضب با آنها بجواب معيّن شد .
--> ( 1 ) فقهاى از اين جمله بتوضيح روايات استفاده كردهاند كه امانتدار چون محسن است در صورت عدم ؟ ؟ ؟ اگر مال امانتى خسارت ديد يا نابود شد ضامن نيست . ( مصحح )